هوگو چاوز خامنه ای ونزوئلا است
در 2009/02/22
وبلاگ دارالمجانین
هوگو چاوز همان خامنه ای است
در بعضی کشورها با سیستم های حکومتی مختلف آنگونه عمل می شود که فرقی نمی کند که حزب یا گروهی در اقلیت باشد و یا در اکثریت ! اینکه در انتخابات شرکت کنی یا خیر و حتی تعداد شرکت کننده هم مهم نیست !
چه تعداد رای در صندوق باشد وچه مقدار رای در صندوق بریزی و چه تعدادی را بشماری هم اصلا مهم نبست . مهم این است که بتوانی نتیجه مورد دلخواهت را به دست آوری !
چاوز که با دو دوره ریاست جمهوری تازه مزه قدرت را فهمیده است که نباید به راحتی آن را از دست داد ، با همان شامورتی بازیهایی که در کشورهایی مثل زیمبابوه و ایران انجام می شود یعنی دستکاری غیر قانونی در قانون اما به روش قانونی ! قانون اساسی را به نفع خود تغییر داد و بدین ترتیب کشور
ونزوئلا نیز دارای رئیس جمهوری شد که مادام العمر است . همانطورکه در سوریه چنین است و همانطور که در لیبی چنین است و در مصر و ......
چاوز با برپاکردن شور و هیجان در پیراهن قرمزها ، فتوای تغییر قانون را صادر کرد . پیراهن قرمزهایی که همان گروه فشار حزب الله در ایران یا حزب الله لبنان و گروه حماس در فلسطین است و یا حزب بعث در سوریه . اینها یاد آور پیراهن قهوه ایها و پیراهن سیاهان هیتلر و موسولینی در دهه ۱۹۳۵ است .
در ونزوئلا نیز به مانند حکومت اسلامی ایران دیکتاتوری در ظاهری دموکراتیک بروز نموده که بوسیله عده ای که کاملا در اقلیت هستند ، آرای خود را به مردم تحمیل می کنند و خود نیز در سنگر می نشینند . در ایران به اسم سنگر حفظ اسلام به هر قیمت و در ونزوئلا به اسم مبارزه با کشور آمریکا و امپریالیسم !
این دیکتاتوری پنهان در ونزوئلا در ورق کادویی زیبایی به نام دموکراسی خواهی پیچیده شده است که متاسفانه مردم به هیجان آمده را گول زده است و زمانی نمی گذرد که آخرین جرات و جسارت کمترین اعتراض را هم از آنها سلب نماید .
هوگو چاوز هم رهبر شد . هوگو چاوز خامنه ای ونزوئلاست .
اين نامه تکان دهنده يکي از نامه هاي کوروش احمدي است بعد از ربوده شدن دخترش توسط سربازان گمنام خامنه اي
در 2009/02/18
اين نامه تکان دهنده يکي از نامه هاي کوروش احمدي است که گويا با توجه به عدم رسيدگي ج.ا.در خرداد هشتاد و پنج بعد از ربوده شدن دخترش توسط سربازان گمنام خامنه اي خطاب به وجدانهاي بيدار افکار عمومي نوشته بود
دختر کوروش احمدی ربوده شده است
کوروش احمدی هستم جهت اطلاع و هر گو نه اقدام نظر شما را به مطالب و ظلم و ستمی که از طرف حکومت آخوندی بر ما میرود جلب می کنم بنده در سال 82 به اتفاق تعدادی دیگر از دو ستانمان در کرج و تهران دستگیر و بعد از تحمل 80 روز سلول انفرادی و 120 روز زندان عمو می با قرار و ثیقه 50 ملیون تومانی از زندان آزاد و بعد از چند هفته تو سط شعبه 1 دادگاه انقلاب کرج به 3 سال حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شدم مجدا در سال 83 به خاطر نو شتن کتابی که بر گر فته از دوران مبارزاتی و زندان بود به نام بهای آزادی دستگیر و علارقم اینکه در دادگاه گفته شد این نو شته ها هیچ کجا منتشر و یا چاپ نشده است باز هم بعد از تحمل 40 روز زندان انفرادی و 100 روز زندان عمومی آزاد شدم در طول این چند سال مبارزه من بر علیه حکومت استبدادی جمهوری اسلامی بارها خا نواده من بخصوص دخترم شیما احمدی 17 ساله که در کنار من گزارشات زندان را به خارج کشور انتقال میداد مورد تهدید بازداشت و شکنجه روحی روانی و جسمی قرار گر فتند حتی و زارت اطلا عات بار ها دخترم را تهدید کرده بود که اگر دست از مبارزه بر ندارد او را خواهیم کشت و یا با روشهای خواست خود مورد تجاوز قرار خواهند داد که در این زمینه عوامل مزدور اطلا عات در سال 83 شیما دخترم را به مدت 3 روز ربودند و بعد از مدتی .... او را رها کردند که من بعد از آزادی هر چه تلاش کردم که از طریق قانونی مسئله را به گو ش حا کمان بر سانم موفق نشدم و بدتر مورد تهدید قرار گرفتم من به همراه خا نواده ام به مبارزه ادامه دادیم تا اینکه بار دیگر اوباش اطلا عات که همیشه در خدمت آن سازمان می باشند بار دیگر دخترم را در 12/2/85 روبودند و از من خواسته شد که اگر شهر کرج را ترک نکنی و به یک مکان دور افتاده نروی دخترت را مورد تجاوز قرار میدهیم که بنده با طرح شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب کرج مو ضوع را پیگیری کردم و تو انستم با پول زیاد وکیل بگیرم در همان اول کار وکیلم گفت متا سفانه در جا معه ما برای زن ارزشی قائل نیستند چه برسد که جنبه سیاسی نیز داشته باشد به هر حال با پیگیری های زیاد افراد خاطی را شناسائی و به دادگاه معرفی کردیم که باز هم دادگاه شعبه چهارم دادسرای عمومی و انقلاب کرج یک آخوند بود بنام جویباری که میدانستم در دلش راضی به این امر نبود ولی چون اطلاعات پشت جریان بود ما را بدون نتیجه و به نفع مزدوران نظام پرونده را بستند و پیگیری نکردند تا اینکه روز گذشته بار دیگر وکیلی دیگری را در جریان قرار دادیم تا شاید بتوانیم احقاق حق کنیم هر چند که میدانیم بی نتیجه است و دخترم شیما به دست این جا نیان اسیر می باشد نمی دانیم این درد را به که بگوئیم در جا معه ایی که اسلام ناب محمدی حاکم است ! ! ! ؟ این گونه مبارزین درون مرز را وادار به سکوت می کنند حال شما که یک فعال حقوق زنان و حقوق بشر هستید به من بگوئید آیا با این وضع میشود دست به صلاح نبرد و مبارزه بدون خشونت و مسالمت آمیز کرد ؟ خانم رویا تیموری با مبارزان و خا نواده های آنها با شدید ترین وضع ممکن و با قوانین قرون وسطائی بر خورد می کنند خانم تیموری شما بگوئید ما مبارزان داخل کشور چه کنیم من دخترم را از دست دادم ودر چنگال دژ خیمان گرفتار می باشد آیا بیشتر از این باید هزینه داد ؟ گناه ما چیست که اپوزسیون خارج کشور نمی توانند متحد شوند تا دست در دست یکدیگر ایران را آزاد کنیم آیا بیشتر از این باید ظلم و ستم آخوند ها را تحمل کنیم ؟ تا به کی ؟ و تا کجا ؟ حال با این وضعیت ببینید که مادر شیما و مادر شیما ها در ایران چه می کشند ؟ ؟ ؟ نمی دانم ......................کوروش احمدی ا کرج
دختر کوروش احمدی ربوده شده است
کوروش احمدی هستم جهت اطلاع و هر گو نه اقدام نظر شما را به مطالب و ظلم و ستمی که از طرف حکومت آخوندی بر ما میرود جلب می کنم بنده در سال 82 به اتفاق تعدادی دیگر از دو ستانمان در کرج و تهران دستگیر و بعد از تحمل 80 روز سلول انفرادی و 120 روز زندان عمو می با قرار و ثیقه 50 ملیون تومانی از زندان آزاد و بعد از چند هفته تو سط شعبه 1 دادگاه انقلاب کرج به 3 سال حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شدم مجدا در سال 83 به خاطر نو شتن کتابی که بر گر فته از دوران مبارزاتی و زندان بود به نام بهای آزادی دستگیر و علارقم اینکه در دادگاه گفته شد این نو شته ها هیچ کجا منتشر و یا چاپ نشده است باز هم بعد از تحمل 40 روز زندان انفرادی و 100 روز زندان عمومی آزاد شدم در طول این چند سال مبارزه من بر علیه حکومت استبدادی جمهوری اسلامی بارها خا نواده من بخصوص دخترم شیما احمدی 17 ساله که در کنار من گزارشات زندان را به خارج کشور انتقال میداد مورد تهدید بازداشت و شکنجه روحی روانی و جسمی قرار گر فتند حتی و زارت اطلا عات بار ها دخترم را تهدید کرده بود که اگر دست از مبارزه بر ندارد او را خواهیم کشت و یا با روشهای خواست خود مورد تجاوز قرار خواهند داد که در این زمینه عوامل مزدور اطلا عات در سال 83 شیما دخترم را به مدت 3 روز ربودند و بعد از مدتی .... او را رها کردند که من بعد از آزادی هر چه تلاش کردم که از طریق قانونی مسئله را به گو ش حا کمان بر سانم موفق نشدم و بدتر مورد تهدید قرار گرفتم من به همراه خا نواده ام به مبارزه ادامه دادیم تا اینکه بار دیگر اوباش اطلا عات که همیشه در خدمت آن سازمان می باشند بار دیگر دخترم را در 12/2/85 روبودند و از من خواسته شد که اگر شهر کرج را ترک نکنی و به یک مکان دور افتاده نروی دخترت را مورد تجاوز قرار میدهیم که بنده با طرح شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب کرج مو ضوع را پیگیری کردم و تو انستم با پول زیاد وکیل بگیرم در همان اول کار وکیلم گفت متا سفانه در جا معه ما برای زن ارزشی قائل نیستند چه برسد که جنبه سیاسی نیز داشته باشد به هر حال با پیگیری های زیاد افراد خاطی را شناسائی و به دادگاه معرفی کردیم که باز هم دادگاه شعبه چهارم دادسرای عمومی و انقلاب کرج یک آخوند بود بنام جویباری که میدانستم در دلش راضی به این امر نبود ولی چون اطلاعات پشت جریان بود ما را بدون نتیجه و به نفع مزدوران نظام پرونده را بستند و پیگیری نکردند تا اینکه روز گذشته بار دیگر وکیلی دیگری را در جریان قرار دادیم تا شاید بتوانیم احقاق حق کنیم هر چند که میدانیم بی نتیجه است و دخترم شیما به دست این جا نیان اسیر می باشد نمی دانیم این درد را به که بگوئیم در جا معه ایی که اسلام ناب محمدی حاکم است ! ! ! ؟ این گونه مبارزین درون مرز را وادار به سکوت می کنند حال شما که یک فعال حقوق زنان و حقوق بشر هستید به من بگوئید آیا با این وضع میشود دست به صلاح نبرد و مبارزه بدون خشونت و مسالمت آمیز کرد ؟ خانم رویا تیموری با مبارزان و خا نواده های آنها با شدید ترین وضع ممکن و با قوانین قرون وسطائی بر خورد می کنند خانم تیموری شما بگوئید ما مبارزان داخل کشور چه کنیم من دخترم را از دست دادم ودر چنگال دژ خیمان گرفتار می باشد آیا بیشتر از این باید هزینه داد ؟ گناه ما چیست که اپوزسیون خارج کشور نمی توانند متحد شوند تا دست در دست یکدیگر ایران را آزاد کنیم آیا بیشتر از این باید ظلم و ستم آخوند ها را تحمل کنیم ؟ تا به کی ؟ و تا کجا ؟ حال با این وضعیت ببینید که مادر شیما و مادر شیما ها در ایران چه می کشند ؟ ؟ ؟ نمی دانم ......................کوروش احمدی ا کرج
سه شنبه 16 خرداد ماه سال 1385 در ساعت 5:40 PM
کوروش احمدی مبارز سرزمین ایران در کشور ترکیه درشهر وان چشم از جهان فروبست .
در 2009/02/17
.
کوروش احمدي زنداني سياسي سابق که اخيرا از کشور خارج شده بود در غربت درگذشت،خبري بهت آوروبسيار حزن انگيز،که همه زندانيان سياسي ومبارزين راه آزادي ايران را در
اندوهي جانسوز فرو برد.
. نام واقعی وی سید محمد احمدی ملقب به کوروش احمدی بود. کوروش متاهل و دارای سه فرزند بود که فرزند بزرگ وی شیما نیز درگیر مبارزات پدرش بود. کورو
ش احمدی متولد فریمان مشهد بود که به کرج مهاجرت کرد. در کرج با مبارزان کرجی از جمله امیرحسین حشمت ساران آشنا شد و در ابتدا در چارچوب جبهه اتحاد ملی در کرج فعالیت می کرد. وی سپس خود را از این گروه جدا و تحت نام کانون پیشاهنگی زندانیان سیاسی ادامه به کار داد. در شهریورماه همین سال بود که برای بار دیگر دستگیر شد . کوروش احمدی بخش زیادی از زندگی خود را وقف مبارزه با بی عدالیتها ،فارغ از تعلق سیاسی کرده بود.انجمن حمايت از حقوق دمکراتيک زندانيان سياسي ضمن ابراز تسليت به خانواده شريف اين پوينده راه آزادي و همه آزادي خواهان ،اعلام ميدارد که مبارزات ايشان توسط احمدي هاي ديگر تا رسيدن به مقصود ادامه دارد.
کوروش احمدي زنداني سياسي سابق که اخيرا از کشور خارج شده بود در غربت درگذشت،خبري بهت آوروبسيار حزن انگيز،که همه زندانيان سياسي ومبارزين راه آزادي ايران را در
اندوهي جانسوز فرو برد.. نام واقعی وی سید محمد احمدی ملقب به کوروش احمدی بود. کوروش متاهل و دارای سه فرزند بود که فرزند بزرگ وی شیما نیز درگیر مبارزات پدرش بود. کورو
ش احمدی متولد فریمان مشهد بود که به کرج مهاجرت کرد. در کرج با مبارزان کرجی از جمله امیرحسین حشمت ساران آشنا شد و در ابتدا در چارچوب جبهه اتحاد ملی در کرج فعالیت می کرد. وی سپس خود را از این گروه جدا و تحت نام کانون پیشاهنگی زندانیان سیاسی ادامه به کار داد. در شهریورماه همین سال بود که برای بار دیگر دستگیر شد . کوروش احمدی بخش زیادی از زندگی خود را وقف مبارزه با بی عدالیتها ،فارغ از تعلق سیاسی کرده بود.انجمن حمايت از حقوق دمکراتيک زندانيان سياسي ضمن ابراز تسليت به خانواده شريف اين پوينده راه آزادي و همه آزادي خواهان ،اعلام ميدارد که مبارزات ايشان توسط احمدي هاي ديگر تا رسيدن به مقصود ادامه دارد.anjomanhemayat@yahoo.com سه شنبه، 29 بهمن ماه 1387 برابر با 2009-02-17
عباس پالیزدار، در زندان مسموم شد ،آيا سناريوي قتل سعيد امامي ،براي پاليزدار نيز تکرار شده است
در 2009/02/16
با اوجگیری بحران درونی حاکميت ، عباس پالیزدار عضو هیأت تحقیق و تفحص از قوه قضاییه ، كه در زندان بهسر میبرد، از طریق سم مسموم شد. رسانههای حكومتی امروز نوشتند: پالیزدار در بخش داخلی بیمارستان رجایی جهت سم زدایی بستری شد. خاطرنشان مىشود عباس پالیزدار در خردادماه امسال درجریان درگیریهای باندی، طی سخنانی در دانشگاه بوعلی سینای همدان، گوشهیی از دزدیهای نجومی رفسنجانی، ناطق نوری، امامی كاشانی، محمد یزدی و برخی دیگر از سران رژیم آخوندی را فاش كرده بود.
لازم به ذکر است پيشتر نيز انجمن حمايت از حقوق دمکراتيک زندانيان سياسي با صدور بيانيه اي نسبت به احتمال قتل ايشان به مانند سعيد امامي اعلام نگراني کرده بود با توجه به سوابق سياه حاکميت،آگاهان بر اين باورند که رژيم در صدد قتل اين زنداني عقيدتي ميباشد
يک نماينده مجلس:طريقه ارسال پيام فوري به مسئولان ج.ا. خود سوزي در مفابل مجلس است که بلافاصله نيز بعد از فوتتان به کارتان رسيدگي ميشود!!!
در 2009/02/15
ااين فرد با اقدام خود ميخواسته پيامي را به مجلس و مسئولان اجرايي بدهد
یرنا: نماينده طرقبه و چناران از اظهارات رييس مجلس و رييس کميسيون امنيت و سياست خارجي در صحن علني در خصوص فردي که روز گذشته در مقابل مجلس اقدام به خودسوزي کرده بود، انتقاد کرد.
محمد دهقان روز يکشنبه در حاشيه جلسه علني مجلس در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: فردي که در مقابل مجلس خود را آتش زده از اجزاي اين ملت است و البته نمايندگان نامهاي دادهاند تا کار وي را پيگيري کنند.
دهقان اضافه کرد: اين وظيفه مسئولان و مديران اجرايي کشور بود که اين امور را پيگيري کنند که وقوع اين حادثه نشان ميدهد آنها به وظايف خود عمل نکردهاند وگرنه کار به اينجا نميکشيد.
دهقان با انتقاد از اينکه بروجردي در خصوص جانباز بودن يا نبودن اين فرد در صحن علني تذکر داده اظهار داشت: او يک انسان بود، چه جانباز و چه فردي معمولي و براساس اصول قانون اساسي همه انسان ها از حقوق مساوي برخوردارند و بايد به حقوق اين فرد نيز رسيدگي ميشد.
وي تأکيد کرد که براساس قانون اساسي بايد حيثيت همه انسان ها مصون بماند.
نماينده چناران و طرقبه اظهار داشت: اين فرد با اقدام خود ميخواسته پيامي را به مجلس و مسئولان اجرايي بدهد و مسئولان مربوطه بايد موضوع را پيگيري مي کردند.
دهقان به اظهاران علي لاريجاني در خصوص اين فرد اشاره کرد و گفت: رييس مجلس نبايد اين گونه حيثيت افراد را از تريبون مجلس از بين ببرد حال که نتوانسته ايم کاري براي او انجام دهيم نبايد کاري کنيم که حيثيت خانواده اش را از بين ببريم.
عضو کميسيون قضايي مجلس اظهار داشت: موضوع اعتياد اين فرد نيز بايد توسط دادگاه اعلام شود و اگر هم او تعادل رواني نداشته اين مسئله به معني يک آسيب اجتماعي است و آنها (لاريجاني و بروجردي) با اين کار تنها صورت مسئله را پاک کردند.
یرنا: نماينده طرقبه و چناران از اظهارات رييس مجلس و رييس کميسيون امنيت و سياست خارجي در صحن علني در خصوص فردي که روز گذشته در مقابل مجلس اقدام به خودسوزي کرده بود، انتقاد کرد.
محمد دهقان روز يکشنبه در حاشيه جلسه علني مجلس در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: فردي که در مقابل مجلس خود را آتش زده از اجزاي اين ملت است و البته نمايندگان نامهاي دادهاند تا کار وي را پيگيري کنند.
دهقان اضافه کرد: اين وظيفه مسئولان و مديران اجرايي کشور بود که اين امور را پيگيري کنند که وقوع اين حادثه نشان ميدهد آنها به وظايف خود عمل نکردهاند وگرنه کار به اينجا نميکشيد.
دهقان با انتقاد از اينکه بروجردي در خصوص جانباز بودن يا نبودن اين فرد در صحن علني تذکر داده اظهار داشت: او يک انسان بود، چه جانباز و چه فردي معمولي و براساس اصول قانون اساسي همه انسان ها از حقوق مساوي برخوردارند و بايد به حقوق اين فرد نيز رسيدگي ميشد.
وي تأکيد کرد که براساس قانون اساسي بايد حيثيت همه انسان ها مصون بماند.
نماينده چناران و طرقبه اظهار داشت: اين فرد با اقدام خود ميخواسته پيامي را به مجلس و مسئولان اجرايي بدهد و مسئولان مربوطه بايد موضوع را پيگيري مي کردند.
دهقان به اظهاران علي لاريجاني در خصوص اين فرد اشاره کرد و گفت: رييس مجلس نبايد اين گونه حيثيت افراد را از تريبون مجلس از بين ببرد حال که نتوانسته ايم کاري براي او انجام دهيم نبايد کاري کنيم که حيثيت خانواده اش را از بين ببريم.
عضو کميسيون قضايي مجلس اظهار داشت: موضوع اعتياد اين فرد نيز بايد توسط دادگاه اعلام شود و اگر هم او تعادل رواني نداشته اين مسئله به معني يک آسيب اجتماعي است و آنها (لاريجاني و بروجردي) با اين کار تنها صورت مسئله را پاک کردند.
يک پناهنده سياسي در عراق از نهادهاي مدافع حقوق انساني در خواست کمک کرد
محمد طبسي زنداني سياسي سابق که بعد از تحمل سه سال زندان از بيست و دو ماه پيش به عراق گريخته و تقاضاي پناهندگي کرده در گفتگو با پايگاه خبري حقوق انسانی و اولیه بشر، با اشاره به وضعيت اسفبار و خطرناک خود در عراق گفت که در طول بيست و دو ماهي که در عراق ميباشد کميسارياي عالي پناهند گان سازمان ملل متحد به دلايل نا معلوم از رسيدگي به پرونده اش امتناع و نامبرده در بلا تکليفي محض به سر ميبرد.آقاي محمد طبسي در آخر از همه ازاديخواهان و نهادهاي مدافع حقوق انساني تقاضا کرد که وي را در رهايي ازچنين وضعيت مبهم و اسفبار ياري کننددر ذيل اي ميل و شماره تماس محمد طبسي درج شده است :009647705490945 mssso_gt@yahoo.com
گزارش تکميلی : خودسوزی مرد بیکار مقابل مجلس
سرمایه، نگار حسینی: پیش از ظهر دیروز، یک جانباز شیمیایی پس از موفق نشدن برای ملاقات با نماینده حوزه انتخابی اش، مقابل مجلس شورای اسلامی خود را به آتش کشید و جان سپرد. هرچند تا لحظه نوشتن این گزارش هنوز جانباز بودن این فرد اثبات نشده است اما موضوع از آنجا اهمیت بیشتری می یابد که بعد از گذشت کمتر از سه هفته از خودسوزی یکی از اهالی بم مقابل ساختمان ریاست جمهوری، این دومین باری است که در بهمن ماه سال جاری شهروندان ایرانی مقابل ساختمان های حکومتی دست به خودسوزی می زنند. چند سال پیش نیز جانباز دیگری در اعتراض به وضع معیشتی خودسوزی کرده بود. آتش... مرگ ساعت 30:11 دقیقه دیروز مردی حدوداً 50 ساله به ساختمان اداری و محل ملاقات های مجلس مراجعه کرده و خواستار ملاقات با نماینده حوزه انتخابی اش می شود. «وی پس از عدم موفقیت در ملاقات با این نماینده و خروج از مجلس، در خیابان روبه روی مجلس خود را به آتش می کشد.»این روایتی است که محمد علی پرتوی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس و نماینده سردشت در مجلس شورای اسلامی به «سرمایه» می گوید: «پس از انتقال مجروح به بیمارستان و جان سپردن او، پسر این مرد همراه نامه ای به مجلس مراجعه می کند و سراغ پدرش را می گیرد...»
بیکاری و بی توجهی مسوولاندر نامه ای که این قربانی نوشته دلیل خودسوزی را بیکاری عنوان کرده است و اینکه کسی توجهی به او نمی کند. بیکاری و بی توجهی مسوولان اجرایی نکته ای است که به اعتقاد محمدعلی پرتوی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس از مهم ترین نکاتی است که منجر به درخواست ملاقات با نمایندگان می شود: «دلیل درخواست برای ملاقات با نمایندگان مجلس معمولاً کم کاری مسوولان اجرایی است یعنی اگر مسوولان به وظایف خود عمل کنند، نیازی نیست افراد آنقدر مستاصل شوند که به نمایندگان شان مراجعه کنند.»او اضافه می کند: «این فرد جویای کار بوده و اگر مسوولان اجرایی مشکل او را حل کرده بودند قطعاً کار به اینجا نمی رسید.»پرتوی البته فراموش نمی کند که بگوید: «ملاقات با نمایندگان مجلس نه تنها حق جانبازان بلکه حق تمامی شهروندان است.»
بیکاری و بی توجهی مسوولاندر نامه ای که این قربانی نوشته دلیل خودسوزی را بیکاری عنوان کرده است و اینکه کسی توجهی به او نمی کند. بیکاری و بی توجهی مسوولان اجرایی نکته ای است که به اعتقاد محمدعلی پرتوی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس از مهم ترین نکاتی است که منجر به درخواست ملاقات با نمایندگان می شود: «دلیل درخواست برای ملاقات با نمایندگان مجلس معمولاً کم کاری مسوولان اجرایی است یعنی اگر مسوولان به وظایف خود عمل کنند، نیازی نیست افراد آنقدر مستاصل شوند که به نمایندگان شان مراجعه کنند.»او اضافه می کند: «این فرد جویای کار بوده و اگر مسوولان اجرایی مشکل او را حل کرده بودند قطعاً کار به اینجا نمی رسید.»پرتوی البته فراموش نمی کند که بگوید: «ملاقات با نمایندگان مجلس نه تنها حق جانبازان بلکه حق تمامی شهروندان است.»
