يک فعال سياسي ديگر در کامياران کشته شد

رژیم ایران به کشتار مبارزین کرد در شرق کردستان ادامه می دهد. در همین راستا جسد یک فعال سیاسی دیگر در شهر کامیاران کشف شد.یک جوان 27 ساله به نام آیت مظفری، فرزند هیبت، اهل شهر کامیاران، که پیشتر در صفوف یکی از سازمان های اپوزیسیون کردی قرار داشت، پس از ربودن از سوی نیروهای سپاه پاسداران، جسد وی در یکی از خیابان های کامیاران کشف شد.
اخبار کردستان

ايرانيان در ليست بالاترين پناه جويان از کشورهای مختلف جهان


گزارش - کميساريای عالی امور پناهندگان وضعيت حقوق بشر را در جمهوری اسلامی ايران «پريشان کننده» توصيف کرد
PNA - کميساريای عالی امور پناهندگان که مرکز آن در شهر ژنو است و در ايران نيز دفاتر متعددی در شهرهای مختلف ايران برای کمک به پناهنده گان عراقی، افغان و ساير کشورها دارد، با انتشار گزارش سالانه‌ی خود در ۱۰ فروردین ماه (۳۰ ماه مارس) وضعيت حقوق بشر در ايران را در سال گذشته، پريشان کننده توصيف کرده است.

کميساريای عالی امور پناهنده گان سازمان ملل متحد سالانه در مورد کشوهایی که توليد کننده بيشترين پناهنده در جهان هستند گزارشی در رابطه با وضعيت حقوق بشر در اين کشورها تهيه می کند. ايرانيان مانند سالهای گذشته در ليست بالاترين پناه جويان از کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۰۸ قرار گرفته اند.

به‌ گزارش وبسایت صدای آمریکا، در مقدمه‌ی اين گزارش با اشاره به شصتمين سالگرد اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر، منشور کوروش بزرگ را طلايه دار اين اعلاميه جهانی خوانده است. اين نهاد وابسته به سازمان ملل متحد می‌گويد با اينکه منشور کوروش بزرگ اولين منشور حقوق بشر در جهان، در ايران به وجود آمده است، اما مقامات کميساريای عالی امور پناهندگان از ادامه‌ی نقض گسترده حقوق بشر در اين کشور نگرانند.

موارد اصلی که گزارش سالانه وضعيت حقوق بشر به آن پرداخته است ادامه اعدام‌ها به ويژه اعدام نوجوانان، وضعيت آزادی بيان، اقليت‌های قومی و مذهبی، وضعيت زنان و اتحاديه‌های کارگری است.

در اين گزارش آمده است: «مقامات کميساريای عالی امور پناهنده گان بارها از مقامات جمهوری ايران خواسته‌اند مجازات اعدام را متوقف سازند»، اما طبق گزارش اين نهاد بين‌المللی کمک به امور پناهنده گان با توجه به جميعت، ايران مقام اول را در جهان در رابطه با اعمال مجازات اعدام در جهان در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است.

در اين گزارش به محکوميت مقامات جمهوری اسلامی ايران در رابطه با اعدام جوانانی که در سنين کودکی و نوجوانانی مرتکب جرم شده‌اند، توسط جامعه جهانی اشاره شده و اينکه عليرغم اين محکوميت، مقامات کشور هنوز به اجرای آن در سال ۲۰۰۸ ادامه داده اند. گفته می شود در حال حاضر ۱۳۰ مجرم جوانان محکوم به اعدام در انتظار اجرای حکم در زندان های جمهوری اسلامی به سرمی‌برند.

با اشاره به سن مسئوليت کيفری بر اساس موازين شرع اسلام که برای دختران ۹ سال وبرای پسران ۱۵ سال است، گزارش کميساريای عالی پناهنده گان به مقامات جمهوری اسلامی ايران يادآوری می کنند که ايران از امضا کنندگان و لاجرم موظف به اجرای کنوانسيون حقوق کودک است.

مقامات کميساريای عالی امور پناهندگان در اين گزارش با اشاره با سخنان اکبر گنجی روزنامه نگار که گفته است «ايران تنها کشور در جهان است که در آن مقامات حکومت می‌توانند يک روزنامه نگار را برای هميشه از حق نوشتن محروم سازند»

اين گزارش می افزايد «دولت جمهوری اسلامی با استفاده از قوانين امور امنيتی به طور روزمره از دانشجويان گرفته تا فعالين جنبش زنان، اعضای سنديکاهای کارگری همه را متهم به اقدام عليه امنيت ملی، دريافت پول از خارج و بالاخره ضد انقلاب می کند.»

مقامات کميساريای عالی امور پناهنده گان اعلام کرده اند که گزارشاتی مربوط به اعمال شکنجه زندانيان عقيدتی در جمهوری اسلامی دريافت کرده اند از جمله ضرب و شتم در هنگام بازجويی، نگه داشتن در سلولهای انفرادی، مانع شدن از خوابيدن زندانی، خودداری از اجازه ملاقات با وکيل مدافع و خانواده زندانی، وبالاخره بازجويی های ۲۴ ساعته.

اين گزارش به تبعيض همه جانبه عليه اقليت‌های قومی و مذهبی اشاره کرده و همچنين به لايحه‌ی قانون مجازات اسلامی که در آن برای اولين بار در تاريخ ايران مجازات ارتداد و جادوگری مرگ شناخته شده است. اين لايحه درحال حاضر در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است.

در پايان اين گزارش به طور مشروح به زير پا گذاشتن تعهدات مقامات جمهوری اسلامی به عنوان کشوری که عضو سازمان بين‌المللی کار است اشاره شده است، چه دولت جمهوری اسلامی ايران موظف به تضمين حقوق کارگرانی است که برای مطالبات و دستمزدهای خود دست به تظاهرات می زنند. دولت جمهوری اسلامی ايران همچنان به يکی ديگر از تعهدات خود در رابطه با حق تاسيس اتحاديه های کارگری مستقل پشت پا زده است.

وضعيت فرزاد کمانگر، معلم کرد محکوم به اعدام و همچنين وضعيت منصوراسانلو و محمود صالحی که آنها نيز به دليل مطالبات صنفی به زندان محکوم شده اند به طور مشروح در اين گزارش مورد بررسی قرارگرفته است.

یک زندانی دیگر در زندان گوهردشت جان باخت


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران: اقدامات سرکوبگرانه و عدم رسیدگی پزشکی به موقع باعث مرک یک زندانی گردید بنابه گزارشات رسیده از بند 6 زندان گوهردشت کرج، روز یکشنبه 9 اسفند ماه یکی از زندانیان بنام آقای غلامحسین شهبازی دچار سکته قلبی گردید و بیش از 30 دقیقه در آن حالت به حال خود رها شد تا اینکه جان باخت.آقای شهبازی ساعت 07:30 صبح روز یکشنبه 9 اسفند ماه همراه با تمامی زندانیان بند 6 به محوطه زندان برده شدند. پاسداربندها پس از انتقال زندانیان به این محوطه دربهای آنرا قفل نموده و محوطه را ترک کردند.حدود ساعت 08:00 صبح آقای شهبازی دچار سکته قلبی می شود، سایر زندانیان برای نجات جان این زندانی و مطلع کردن پاسداربندها شروع به کوبیدن بر درب محوطه ورودی به مدت 30 دقیقه می کنند ولی پاسداربندها توجهی به این مسئله نمی کنند و این زندانی را پس از 30 دقیقه قبل از رسیدن به بهداری زندان جان می بازد.
این شیوه سرکوب زندانیان سیاسی و زندانیان از اوایل زمستان 87 بدستور وزارت اطلاعات ابتدا در بند 350 زندان اوین توسط بزرگ نیا و پاسداربند حسین اسدی به اجرا گذاشته شد و سپس آن را به به زندان گوهردشت کرج گسترش دادند. این شیوه سرکوبگرانه متاسفانه روز یکشنبه 9 اسفند ماه باعث مرک یک زندانی بی دفاع گردید . زندانی غلامحسین شهبازی از سلول 13 سالن 16 بند 6 زندان گوهردشت کرج که سن او در حدود 45 سال بود و نزدیک به 14 سال در زندانهای اوین و گوهردشت زندانی بود. او 8 سال از 14 سال مدت زندانش را در زندان گوهردشت کرج بسر برد. آقای غلامحسین شهبازی به اتهام مالی زندانی بود.

گزارشگران بدون مرز خواهان تشکیل کمیسیون مستقل برای بررسی قتل وبلاگ نویس جوان امیدرضا میر صیافی در زندان است

٢٩ اسفند پیکر امید رضا میرصیافی در گورستان بهشت زهرا دفن شد. خانواده وبلاگ نویس جوان خواهان روشن شدن چگونگی مرگ فرزند خود شده‌‌اند. یک هفته پس از مرگ این رورنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس، گزارشگران بدون مرز خواهان تشکیل فوری کمیسیون مستقلی برای بررسی و تحقیق در باره چگونگی این قتل است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند " مقامات قضایی – امنیتی با سواستفاده از تالم و تاثر خانواده، پیکر این امیدرضا میرصیافی را بدون کالبد شکافی دفن کرده‌اند. ما خواهان روشن شدن همه حقایق در باره این مرگ هستیم. بنا بر اطلاعات ما این یک قتل است و همه مسئولان آن در هر رده‌ای باید تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و مجازات شوند. ما می‌خواهیم تحقیقات جدی در باره چگونگی این قتل انجام شود."
بنا بر اطلاعاتی که ما بدست اورده‌ایم. تناقضات و نشانه‌های اهمال‌کاری جدی میان اسناد رسمی " بازداشتگاه اوین" و " بیمارستان لقمان حکیم" و "پزشکی قانونی" در باره ساعت انتقال به بیمارستان و ساعت فوت وجود دارد.
مسئولان امنیتی قضایی در زندان اوین می‌خواهند امیدرضا میرصیافی را بعنوان فردی " افسرده و متمایل به خودکشی" نشان دهند. اما اتهام اصلی آنها " عدم همیاری با انسان در خطر " است. ما امروز ضروری مي‌دانيم که گزارشگران سازمان ملل در باره ی آزادی بيان وعقيده و دستگیری خودسرانه و اعدام‌های غیر قضایی هر چه زودتر به ایران اعزام شوند.
در روز ٢٨ اسفند گزارشگران بدون مرز در اولین اطلاعیه خود خواهان خواهان تشکیل کمیسیون مستقلی برای بررسی و تحقیق در باره چگونگی قتل این رورنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس شد و از مقامات خواسته بود همانگونه محمد علی دادخواه وکیل این وبلاگ‌نویس نویس اعلام کرده است پیکر وی برای تحقیقات و روشن شدن چگونگی مرگ از سوی پزشکان مستقل کالبد شکافی شود.
در تاریخ ١٩ بهمن، امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس به شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران احضار و و زنداني شد. وی در تاریخ سوم اردیبهشت سال جاری نیز بازداشت و ٤١ روز بعد با سپردن وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی آزاد شده بود. در تاریخ ١٢ آبان در شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه و با استناد به مواد ٥٠٠ و ٥١٤ قانون مجازات اسلامی برای " فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران " به شش ماه زندان و برای " به توهین به آیت اله خمینی و آیت اله خامنه‌ای" به دوسال زندان محکوم شد.

جندالله: یک مامور بلندپایه وزارت اطلاعات را دستگیر کردیم


جندالله طی انتشار اطلاعیه از دستگیری یک مامور بلندپایه وزارت اطلاعات توسط اعضای این گروه خبر داد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: در یک عملیات سری یکی از مسئولان عالیرتبه وزارت اطلاعات کرمان به نام ظریف شیبانی که جهت طراحی عملیات تروریستی به بلوچستان آمده بوده را دستگیر کردند.نامبرده که با چندین نام مستعار در منطقه جنایت می کرد و در قتل و ترور بسیاری از جوانان بلوچ شریک بود در یکی از شهرهای بلوچستان به دام مبارزان افتاد و در یک عملیات دقیق دستگیر شد و سه عدد جی پی اس، یک عدد دوربین ، دو عدد دستگاه تلفن ماهواره ای و چندین قطعه اسلحه از محل سکونت وی بدست آمد.

عفو بين الملل: مرگ در زندانهاى ايران


سازمان عفو بين الملل نسبت به مرگ مشكوک زندانيان سياسى در زندانهای جمهوری اسلامی ابراز نگرانى كرد.
این سازمان مدافع حقوق بشر با اشاره به مرگ اميدرضا ميرصيافى، وبلاگ نویس جوان ایرانی و همچنین مرگ مشکوک امير حسين حشمت ساران نوشت بنظر مى ‌رسد كه در هر دو مورد مرگ زندانی ناشى از عدم رسیدگی پزشکی بوده است.
عفو بين الملل نوشت شرم‌ آور است زندانيانى كه نياز به درمان دارند از کمکهای پزشکی محروم مى ‌شوند تا بميرند.

توضيح در مورد خبر مربوط به خروج پيمان پاکمهر و شهناز غلامي از کشور

پايگاه خبري حقوق انسانی و اولیه بشر يک پايگاه خبري مستقل بوده و در انتشار اخبار نيز با وسواس و دقت کامل بعد از اطمينان از صحت اخبار اقدام به انتشار آن مينمايد،اخيرا برخي از افراد،مانند اقاي پاکمهر از چند روز گذشته با تهديد وارعاب مذبوحانه تلاش دارند تا خبر مربوط به خروج وي را از وبلاگ حذف نماييم،که براي ما چنين امري امکان پذير نيست.بنا بر گزارشات موثق پيمان پاکمهر بعد ازيازده روز اقامت در ترکيه و مشاهده موانع و مشکلات فراوان در پروسه پناهندگي از تقاضاي خود انصراف و به ايران بر گشته است.

قتل یک زندانی سیاسی در آستانه عید نوروز


جعفر پویه
دستگاه آدمکشی رژیم جنایتکار ولایت فقیه بار دیگری یکی از زندانیان سیاسی را به قتل رساند. وبلاگ نویس جوان، امید میرصیافی به جرم توهین به جنایت پیشه ای همچون علی خامنه ای محاکمه و به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود.
جنایتکاران حاکم بدون ابلاغ حکم محکومیت میرصیافی به وکیل اش، او را زندانی کرده و بدون در نظر گرفتن شرایط جسمی اش تحت بدرفتاری قرار دادند. جرم میرصادقی تنها نوشتن در یک وبلاگ و اظهار نظر شخصی بود که گماشتگان استبداد و دیوسیرتان اطلاعاتی آنرا برنتابیده و برایش پاپوش می سازند. مقامهای زندان رژیم ولایت فقیه که وظیفه خود را سختگیری و بدرفتاری با زندانیان سیاسی به حدی می دانند که آنان را به قتل برسانند، شرایط را چنان بر امیر میرصیافی سخت می کنند که تن بیمار و رنجور او تاب نمی آورد و دچار مشکل می شود.
زندانبانان که منتظر چنین موقعیتی هستند با بی تفاوتی و یا عدم توجه به وضعیت زندانی بیمار و جلوگیری از رساندن کمکهای فوری به او، در عمل زندانیان تحت نظر خود را به قتل می رسانند. اتهام توهین به ولی فقیه جنایتکار رژیم می تواند بهانه ای باشد برای ددمنشان و گماشتگان قدرت بی حد و مرز علی خامنه ای تا وبلاگ نویس زندانی را به قتل برسانند.
این اولین مورد قتل در زندان جمهوری اسلامی نیست و آخرین آنهم نخواهد بود. تا جنایت پیشه‌گان حاکم در مصدر قدرت هستند، تا دست عوامل و عناصر جریانات سرکوبگری همچون وزارت اطلاعات و سربازان بدنام آنها در قتل جوانان این مرز و بوم باز است، باز ما شاهد قتل تعداد دیگری از زندانیان سیاسی و فعالان اجتماعی و حقوق بشری خواهیم بود.
برای برهم ریختن بساط جنایتکاران و قاتلان فرزندان مردم ایران باید بساط سرکوبگری و دستگاه قتل و کشتار آنان را بر سرشان خراب کرد. باید جنایتکاران و تبهکاران حاکم را از مصدر قدرت به زیر کشید و در یک دادگاه مردمی به سزای جنایت سازمانیافته شان علیه مردم رساند. برای پایان دادن به قتل و کشتار فرزندان مردم ایران باید جمهوری اسلامی ولایت فقیه را از ریشه برکند و نظامی عادلانه بر سر کار آورد.

فیلم کوتاه چهارشنبه سوری در آتلانتا (1387)

video

کشتی گیران آمریکا در ایران-دو عکس تامل برانگيز ـ۰




تصاويري از تحويل جسد زنده ياد امير حشمت ساران به خانواده ش

























































































































شهناز غلامي و پيمان پاکمهر از کشور به قصد پناهندگي خارج شدند


بنا بر اخبار در يافتي شهناز غلامي هفته گذشته از ايران خارج و در يکي از کشور هاي همسايه ايران تقاضاي پناهندگي کره است.شهناز غلامی مدیر وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ به مدت ۵ سال به دلیل فعالیت های سیاسی در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال ۱۳۸۶ به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد، اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد شهرهای آذربایجان در سال ۸۵ دستگیر و زندانی شده بود
بنا بر برخي گزارشات موثق،آقاي پيمان پاکمهر مدير سايت تبريز نيوز نيز از دوهفته پيش در انکارا خود را به کميسارياي پناهندگان سازمان ملل معرفي کرده است

اعتصاب غذا و دستگیری دو پناهجو در شهر وان

گزارش دریافتی: دو فعال سیاسی و پناهجو در شهر وان امروز دوشنبه مورخ نهم مارچ 2009 در مقابل دفتر کمسیاریای عالی پناهندگان در شهر وان دست به اعتصاب غذای خشک زده اند. و در ساعت 16 توسط پلیس ترکیه دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند.
این دو پناهجو به نامهای کامران عبدالله زاده و رضا مشایخی صبح امروز با در دست داشتن پلاکاردهایی حاوی نوشته "نه نان، نه آب، تا گرفتن جواب" که به زبان فارسی و انگلیسی بود، در رو به روی دفترکمسیاریای عالی پناهندگان اعلام اعتصاب غذای خشک کردند. (تصاویر در پائین آمده است)
کامران عبدالله زاده فعال سیاسی کُرد بعد از شش سال فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی مجبور به ترک ایران شده و 26 ماه قبل توسط مصاحبه شده اما تا امروز هیچ جوابی دریافت نکرده است. ضمنا رضا مشایخی دانشجوی دانشگاه زاهدان که در زمستان 1386 به اتفاق پدرش امان الله مشایخی (از فرماندهان اسبق سپاه) پس از بارها بازداشت و ارعاب توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اجبارا از ایران خارج و خود را به دفتر کمسیاریای عالی پناهندگان معرفی کرده اند و بعد از یک سال تا کنون هیچ جوابی دریافت نکرده اند.
با توجه به وضعیت امنیتی این دو پناهجو در شهر وان ترکیه و خطراتی که جمهوری اسلامی در اینجا برای این دو پناهجو ایجاد کرده است و بی توجهی تام و تمام کمسیاریای عالی پناهندگان که به ظاهر باید حامی حقوق انسانهایی نظیر این دو عزیز باشد، آنها مجبور به اعتصاب غذای خشک برای گرفتن جواب خود شدند.
و باز هم کمسیاریای عالی پناهندگان نه تنها کمکی به این پناهجویان نکرده بلکه با همکاری با پلیس ترکیه و تماس با آنها باعث دستگیری آنها شده است. اما کامران عبدالله زاده و رضا مشایخی قبل از دستگیری اعلام داشتند که حتی در زیر شدیدترین فشارها به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند و صدا حق طلبی خود را به این صورت به تمام انسانهای شریف و آزاده اعلام می دارند و تا هر زمان که جواب قطعی از کمسیاریای عالی پناهندگان دریافت نکند اعتصاب را زنده نگه خواهند داشت

مرگ امیر ساران به روایت خانواده اش


الهه نازجو ادامه داد:" پزشک شوهرش به وی گفته است، که مرگ مشکوک بوده و آنها نمیدانند که دقیقا چه اتفاقی افتاده اما این احتمال وجود دارد که مسمویت شدید موجب دگرگونی حال امیر ساران شده باشد."***
کميته گزارشگران حقوق بشر
خبرهای بد همیشه کوتاهند. همیشه وقتی شماره زندان می افتد روی صفحه تلفن، باید بدانی که خبری هست، مخصوصا وقتی دوباره و چندباره تکرار می شود و تو نمی توانی جواب بدهی.
رسیده ای به خانه، بی خیال؛ و یکهو، خبرت می کنند که باز هم مرگی دیگر و این بار امیر ساران.
" خبرداری؟ از رجایی شهر تماس گرفتند و گفتند؟" و انگار دنیا روی سرت خراب می شود.
***
خانه شلوغ است، حالا دیگر همه آمده اند. از دور و نزدیک. به مقابل در که می رسی، هنوز در دلت خدا خدا می کنی، که در باز شود و یک نفر خندان بگوید" خبر دروغ بوده" اما صدای گریه و همهمه و لباس های سیاه رنگ، چیز دیگری می گوید.
همسر امیرساران، گوشه ای نشسته است و آرام اشک می ریزد و دیگران نیز چون او .
تلفن پشت تلفن، زنگ پشت زنگ. پیام تسلیت است که روانه می شود به سوی این خانه، اما به قول الهه نازجو، "دیگر چه فایده، وقتی همسرش نیست."
دیروز پنج شنبه منتقلش کردند به بیمارستان رجایی ، وقتی ما را خبر کردند و به بیمارستان مراجعه کردیم درحال اغما بود، وضعیتش خیلی نامناسب بود. اما جواب ندادند که چه شده " اینها را الهه نازجو همسر امیر ساران می گوید و ادامه می دهد:" درحالی که همسرم در اغما بود و توان حرکت نداشت، دست هایش را با دست بند به تخت بسته بودند."
او می گوید:" روز دوشنبه زمانی که بچه ها به ملاقات پدرشان رفته اند، حال او خوب بوده و روز سه شنبه نیز از زندان تماس گرفت و سالم بود."
با این حال بابک ساران ( پسر امیر ساران) می گوید" وقتی روز دوشنبه برای ملاقات رفتیم، او را به سالن نیاوردند به دلیل اینکه شرایط جسمانی نامساعدی داشت، اما برای اینکه مادرم نگران نشود، موضوع را به او نگفتم."
برخی از زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر می گویند، امیر ساران، در ماههای اخیر دارای وضعیت جسمانی نامناسبی بوده است، با این وجود دادگاه انقلاب و اداره اطلاعات شهریار درخواست های متعدد همسر وی برای گرفتن مرخصی را نادیده گرفتند.
الهه نازجو که خود نیز در سال 83 به دلیل تحصن در برابر دفتر سازمان ملل با خواست آزادی زندانیان سیاسی، بازداشت و یک ماه در بازداشتگاه 209 زندان اوین به سر برد، درحالی که گریه می کند می گوید:" چندین بار مراجعه کردم برای گرفتن مرخصی، چقدر به دادگاه گفتم اجازه بدید ببرمش بیرون از زندان، تا معالجه شود اما کسی توجه نکرد."
امیر ساران، با وجود داشتن حکم قطعی 16 سال حبس تعزیری، در طی 5 سال گذشته تنها یکبار حق استفاده از مرخصی را بدست آورد که در پایان مهلت مرخصی اش، توسط ماموران اطلاعات در منزلش بازداشت و به زندان منتقل گردید. همسر امیرساران می گوید:" یکی از پزشکان بیمارستان، گفت که عفونت سراسر بدن همسرم را گرفته بود و همچنین پزشکان برای وی تشخیص خونریزی مغزی را داده اند."
الهه نازجو ادامه داد:" پزشک شوهرش به وی گفته است، که مرگ مشکوک بوده و آنها نمیدانند که دقیقا چه اتفاقی افتاده اما این احتمال وجود دارد که مسمویت شدید موجب دگرگونی حال امیر ساران شده باشد."
خانواده ساران، با نوشتن شکایت نامه ای علیه رئیس زندان رجایی شهر و مسئول بهداری زندان، قصد دارند تقاضای کالبدشکافی جسد را بدهند. با این حال آنها می گویند که نمی دانند چه پیش خواهد آمد، آیا امیر ساران نیز به مانند سایر زندانیان سیاسی، شبانه دفن خواهد شد؟ یا مسئولان اجازه می دهند دلایل مرگ وی روشن شود.
هم اکنون پیکر این زندانی سیاسی در بیمارستان رجایی کرج قرار دارد و قرار است، فردا مطابق با دستور وزارت اطلاعات در مورد آن تصمیم گیری شود.
در مورد امیر ساران
امیر ساران، در خرداد ماه سال 82 در منزلش در شهریار بازداشت شد. وی سپس از سوی دادگاه انقلاب شهریار به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی به تحمل 8 سال زندان محکوم شد. و با به اجرا درآمدن حکم 8 سال حبس تعلیقی اش که پیش تر به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی در برابر هتل لاله دریافت داشته بود، مجموعا به تحمل 16 سال حبس محکوم شد. وی که در 5 سال گذشته تنها یکبار حق استفاده از مرخصی را پیدا کرد، در مصاحبه ای اعلام کرده بود که "از آن جا که خود را گناهکار نمیداند به زندان بازنخواهد گشت"
وی چندین بار درجریان اعتصاب غذای زندانیان در زندان رجایی شهر کرج، دست به اعتصاب غذا زد. و یکبار در اعتراض به بازداشت همسرش، لبهای خود را در زندان دوخت.
***
حالا دیروقت است و باید راه بیفتی از شهریار به سمت تهران. و نمیدانی که آیا این بار، خانواده ی این زندانی سیاسی، مجالی خواهند یافت تا پیکر او را تشیع کنند و مراسمی برایش برگزار کنند یا اینکه باز هم مراسمش، " اقدام علیه امنیت ملی" تلقی می شود و با چند احضار و تهدید، ناچار لغو می شود.؟
**
یادش گرامی باد
شیوا نظرآهاری

زندانی سیاسی امیر حسین حشمت ساران جاودانه شد


بنابه گزارشات رسیده از بیمارستان رجائی کرج ،زندانی سیاسی امیر حسین حشمت ساران 09:00 صبح امروز در بیمارستان رجائی کرج جاودانه شد. این سومین زندانی سیاسی است که در زندان گوهردشت کرج به قتل رسانده می شود.
زندانی سیاسی امیر حسین ساران ،پس از تجویز دارهایی که بصورت پورد شده و جند دارو با هم مخلوط بود و از محتوای این داروها اطلاعی دردست نیست مسموم شد و در حدود 48 ساعت در کوما بسر برد تا اینکه صبح امروز جاودانه شد.
از روز گذشته که خانواده آقای ساران متوجه وضعیت وخیم جسمی آقای ساران شدند فرزندان او بارها تلاش کردند که پدر خود را عیادت کنند ولی مامورین وزات اطلاعات که در آنجا حضور داشتند و به عنوان نگهبان اتاقی آی.سی.یو ب.ودند ممانعت کردند .
آقای ساران درحالی که در بیهوشی بود به دستان او دستبند زده بودن و به تخت بیمارستان بسته شده بود.
امیر حسین ساران و سایر هم بندیهای او در طی مدت بازداشت خود در زندان گوهردشت کرج بارها آماج حملات سازمان یافته توسط وزات اطلاعات و علی حاج کاظم و روسای حفاظت و اطلاعات و رئیس بند ها قرار گرفت که منجر به برداشتن زخمهای عمیق شده بود در آخرین یورشی که چند روز پیش توسط کرمانی و نبی الله فرج زاده همراه با 30 نفر از افراد گارد ویژه زندان به سلول آنها شد او و همبندیهایش آماج ضربات باطوم قرار گرفتند و اندک وسائل آنها یا تخریب شد و یا به یغما رفت.
آقای ساران بارها به بند 8 زندان گوهردشت کرج فراخوانده شد واو را تحت فشار های روحی و تهدیدات مختلف قرار دادند
سیاست سرکوبهای گسترده ،اعدامها و قتل زندانیان سیاسی که در زندانها روی میدهد توسط ولی فقیه مطلقه رژیم علی خامنه ای تعیین می شود وبرای اجرا در دست وزارت اطلاعات و روسای زندانهاقرار می گیرد .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،قتل امیر حسین حشمت ساران را محکوم می کند و به خانواده محترمش و تمامی آزادیخواهان ایران تسلیت می گوید و از دبیر کل سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر خواهان تشکیل یک هیئت تحقیق حقیت یاب برای بررسی قتلهایی که در سالهای اخیر در زندانهای این رژیم روی داده است می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
16 اسفند 1387 برابر با 6 مارس 2009
قتل زندانی سیاسی امیر حشمت ساران به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
http://pejvakzendanyan.blogfa.com
گزارش بي بي سي در مورد مرگ امير حشمت ساران

پرتاب کفش به سوی احمدی نژاد در اورمیه



اورمونیوز(۱۵ اسفند ۱٣٨۷): بعد از ظهر دیروز چهارشنبه چهاردهم اسفند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران برای دیداری یک روزه به اورمیه سفر کرد. احمدی نژاد حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر با کاروانی از اسکورت از فرودگاه اورمیه حرکت کرده و با طی مسیری نسبتاً طولانی برای سخنرانی در استادیوم تختی شهر اورمیه حضور یافت.سفر محمود احمدی نژاد به شهر اورمیه دارای حاشیه های بسیاری بود اما مسئله بسیار مهمی که مردم را متعجب و شوکه نمود، پرتاب کفش و اشیای مختلف به سوی احمدی نژاد و برخورد با اتومبیل همراهان احمدی نژاد و عکس العملل غیر قابل تحمل آنها بود. هنگام عبور کاروان محمود احمدی نژاد به سمت استادیوم تختی٬ پیرمردی که برای دادن نامه ای به احمدی نژاد وارد خیابان مطهری شده بود با اتومبیل همراهان رئیس جمهور تصادف نمود ولی همراهان و محافظان وی بدون توجه به راه خود ادامه دادند که مردم از پیاده رو به خیابان سرازیر شده و جلوی اتومبیل ها را گرفتند. وقتی که آمبولانس کاروان از کمک به پیرمرد زخمی خودداری نمود بین مردم و نیروهای لباس شخصی همراه کاروان برخورد مختصری صورت گرفت. در نهایت با هو کردن مردم آمبولانس مجبور به انتقال پیرمرد زخمی به بیمارستان گردید. در حرکت اعتراضی تعجب آوری که همه مردم را شوکه کرد وقتی اتومبیل رئیس جمهور در میدان ولایت فقیه به سوی خیابان امام حرکت می کرد و احمدی نژاد از اتومبیل روباز به سوی مردم دست تکان می داد از مقابل موسسه مالی مهر ( واقع در میدان ولایت فقیه – مرکز) لنگه کفشی به سوی احمدی نژاد پرتاب شد. مأموران به سوی مردم هجوم بردند ولی علیرغم جستجوی فراوان موفق به دستگیری کسی نشدند و بعد از اندکی فرد دیگری نیز در اول خیابان امام کلاه سیاه رنگی به سوی احمدی نژاد پرتاب کرد. همه مردم شاهد این حرکات اعتراضی بودند و این موجب شد که اتومبیل احمدی نژاد به سرعت از محل فاصله بگیرد. نقطه قابل توجه این سفر نامه های مردمی بود که تعداد بی شمار آنها حاکی از وضعیت سخت مردم می باشد. مسئولان استانداری آذربایجان غربی با ایجاد پایگاه های مختلف در مسیر حرکت احمدی نژاد اقدام به جمع آوری نامه ها می کردند که در مقابل هر یک از این پایگاه های جمع آوری نامه، صدها نفر تجمع کرده بودند. در یکی از پایگاه ها واقع در خیابان کاشانی نامه مشکلات مردم به حدی بود که توسط وانت تویوتا حمل گردید. گزارش تفصیلی حاشیه های سفر رئیس جمهور ایران به شهر اورمیه متعاقباً ارسال خواهد گردید.